خلاصه داستان

همه چیز حول یک فرد و توانایی های او می گردد. توانایی هایی که دیگران را هم از مسیر اصلی زندگی شان دور و وارود یک بازی خطرناک می کند. آرمین جوان ۲۵ ساله و درونگرایی است که تصمیم دارد با درس خواندن در رشته امنیت شبکه کارهای بزرگی انجام دهد. تاسیس یک سایت کتابخوانی اولین اقدام اوست که شروع اتفاق های جدیدی در مسیر زندگی اش می شود. او که دایره ارتباطات اندکی داشته و با درآمد پایینی زندگی اش را می گذرانده، با قرار گرفتن در مسیر جدید زندگی عشق، روابط چند بعدی با آدم های جدید و پیشنهادهای مالی بزرگ و خطرناک را تجربه می کند و به آرمین جدید و ناشناخته ای برای اطرافیانش تبدیل می شود. از طرفی این ارتباطات جدید آدم های تازه ای را هم وارد زندگی آرمین می کند. آناهیتا یکی از همین افراد است که آرمین را وسیله خوبی برای رسیدن به اهدافش می داند. از طرفی درگیری های عاطفی آرمین و ژاله و در مقطعی هم آرمین و آناهیتا و شخصیت دردسر ساز و نامتعادل آناهیتا، آرمین را به طور ناخواسته درگیر دردسرهای بزرگی می کند. دردسرهایی که پای مروارید، نادر، بهمن و هاله را هم وسط می کشد و معماهایی پیچیده مانند کلافی سردرگم را در طول داستان به وجود می آورد.

قسمت اول

آرمین،دانشجوی تیزهوش کامپیوتر،توان برقراری ارتباط با آدمها را نداردو بیشتر وقت خود را با سایت کتابخوانی ای که خودش ساخته می گذراند،پدرش مبتلا به ام اس شده و در آستانه جدایی از مادرش است،او در سایت کتابخوانی با ژاله،دختری که فهرست کتاب های مورد علاقه اش بسیار شبیه به آرمین است آشنا می شود، ژاله او را که مشکل مالی دارد برای کار به شرکت ساختمانی ای معرفی می کند که خودش در آنجا به عنوان گرافیست کار می کند،آرمین در شرکت با بهمن(رییس شعبه)آناهیتا(نامزد بهمن)هاله(منشی فضول شرکت)نادر(رییس هیات مدیره شرکتِ مادر و مروارید(همسر نادر و یکی از اعضای هیات مدیره شرکتِ مادر)آشنا می شود،آرمین در این شرکت به عنوان مسئول امنیت شبکه استخدام می شود و این شروع ماجراهای زندگی تازه اوست…

قسمت دوم

آرمین در حالی که هنوز با بحران خودخواسته آناهیتا درگیر است تلاش می‌کند پی‌ببرد در دام چه توطئه‌ای افتاده، بهمن سعی می‌کند راز آناهیتا را کشف کند، نادر می‌خواهد بر اوضاع مسلط شود، اما این مروارید است که پیشنهاد تازه‌ای برای آرمین دارد تا زمانی که حادثه‌ای زندگی آرمین را زیر و رو می‌کند….

قسمت سوم

آرمین با مرد موتوری ای که برای آسیب زدن به آناهیتا فرستاده شده درگیر می شود و پس از حادثه ای که در پی این درگیری رخ می دهد وارد هزارتویی می شود که با پیشنهادهای مروارید،مزاحمت های نادر و حمایت های آناهیتا مدام پیچیده تر و فریبنده تر می شود….

قسمت چهارم

آرمین آرامش و زندگی عادی‌اش را بعد از قتل جوان موتوری (مهرداد) از دست داده، در همین حال مروارید با تهدید از او می‌خواهد سیستم علیرضا خالقی، یکی از اعضای هیئت مدیره شرکت مادر را هک کند. خالقی استاد دانشگاهی است که زندگی خانوادگی سالمی دارد. با قبول کردن پیشنهاد مروارید آرمین برای بیرون آمدن از منجلاب قتل مهرداد، وارد مردابی بزرگ‌تر می‌‎شود…

قسمت پنجم

آرمین به خواسته مروارید سیستم علیرضا خالقی را هک می کند،نادر که مشکلاتش با مروارید بیشتر از قبل شده سعی می کند با استفاده از غزل(برادر مهرداد) مروارید را تهدید کند،بهمن در اثر گفته هاله به رابطه بین آرمین با آناهیتا شک کرده،آناهیتا سعی می کند جهان را وارد شرکت کند و در این میانه آرمین کاری می‌کند که هک کردن سسیتم خالقی باز چند جهت به نفعش تمام شود….

قسمت ششم

دکتر خالقی در اثر افشای اطلاعاتی درباره زندگی خصوصی اش همه چیزش را از دست می دهد،اختلافات نادر و مروارید به حدی عمیق می شود که نادر برای آرام شدن به غزل پناه می برد،بهمن در دام سوء تفاهم رابطه با ژاله می افتد و سارا در فروپاشی روحی غرق می شود….

قسمت هفتم

بعد از خودکشی سارا (همسر خالقی)،مروارید سعی می کند اوضاع را کنترل کند در حالیکه در زندگی خصوصی اش با نادر بیشتر از قبل به مشکل برخورده، آناهیتا به خاطر مشکلی که برای بهمن پیش آمده به او نزدیک تر از قبل می شود اما همه چیز بیشتر از قبل به هم می ریزد، بهمن زخم خورده است و حالا آماده رو در رویی با کسانی است که این اتفاق ها را رقم زده اند….

قسمت هشتم

فوت سارا، خواهر بهمن در مسیر اجرای نقشه‌های آرمین و مروارید اختلالی ناخواسته ایجاد می‌کند، بهمن با اراده‌ای قوی‌تر از قبل قصد دارد پی به رازهای هیات مدیره ببرد. آرمین برای اینکه دستش در دزدی پرونده‌های شرکت برای بهمن رو نشود ناچار است نظم ذهنی افراد اطرافش را به هم بریزد و این اختلالی بزرگ‌تر را ایجاد می‌کند و در این مسیر آناهیتا، نادر، غزل و دیگران هم ناخواسته وارد این بازی می‌شوند.

قسمت نهم

نقشه‌ی آرمین برای پاک کردن فیلم دوربین‌های امنیتی شرکت در لحظات آخر توسط جهان از هم می‌پاشد، آرمین حالا مجبور است برای جبران این به‌هم ریختگی مسیری غیر مستقیم را طی کند، مسیری که پدرش، ژاله و بهمن را درگیر می‌کند.

قسمت دهم

آناهیتا بعد از افشاگری‌ای که در مهمانی خصوصی هیأت مدیره‌ی شرکت به راه می‌اندازد تصمیمش برای برخوردی جدی‌تر با مروارید و پرویز قطعی شده، آرمین از تصمیم ازدواجش با ژاله برای مروارید می‌گوید و در همین حال سعی می‌کند آناهیتا را مدیریت کند بی خبر از این که حادثه‌ای به زودی تمام محاسباتش را به هم خواهد ریخت…

قسمت یازدهم

آرمین به دنبال کسانی می‌گردد که سیستمش را از کار انداخته‌اند. جهان برای پیدا کردن آناهیتا به سراغ آرمین می‌آید، آرمین او را به مسیری پر پیچ و خم هدایت می‌کند. هاله حلقه‌ی ربط ماجرای زدن بهمن به افراد ناشناسی است که برملا شدن هویت‌شان کم‌کم مسیر بازی را تغییر خواهد داد…

قسمت دوازدهم

آرمین حس می‌کند بعد از زدن بهمن و گم شدن آناهیتا، در معرض خطر جدی است برای همین تمام قدرت ذهنی‌اش را صرف رسیدن به پاسخ این سوال می‌کند که بهمن را چه کسی زده. در این مسیر آدم‌های اطرافش را مثل مهره‌های این معما کنار هم می‌چیند و به طرحی می‌رسد که در نگاه اول سرگیجه‌اش را تشدید می‌کند اما بعد او را به سمت معمایی بزرگ‌تر راهنمایی می‌کند.

قسمت سیزدهم

نادر به هدف حذف کردن پرویز، جهان را به پرویز معرفی می‌کند و قرار ملاقاتی با او می‌گذارد. غزل به دنبال فهمیدن راز زندگی گذشته‌ی نادر است، هاله با سایت نهنگ آبی درگیر است و مروارید و آرمین قطعات دومینو را طوری می‌چینند که به قرار با پرویز نزدیک‌تر شوند…

قسمت چهاردهم

آرمین، مروارید و جهان برای از بین بردن پرویز برنامه‌ریزی می‌کنند.، هرکدام روشی دارند ولی هدفشان ظاهرا یکی است، هاله سعی می‌کند به کمک دکتر زمانی از اسرار سایت نهنگ آبی که آزارش می‌دهد سر در بیاورد، غزل به دنبال فهمیدن رابطه بین نادر و گم شدن برادرش مهرداد است و جهان هر کاری می‌کند تا به پیدا کردن آناهیتا نزدیک‌تر شود…

قسمت پانزدهم

ملاقات بین پرویز، جهان، نادر و مروارید در خرابه‌ای دور از شهر شکل می‌گیرد.هر کسی در پس ذهنش نقشه‌ای دارد، هر کسی برای شلیک کردن انگیزه‌ای دارد…

قسمت شانزدهم

بعد از حذف پرویز، آرمین، مروارید و نادر در شرایط جدیدی قرار می‌گیرند، شرایطی که آنها را درگیر بازی‌های تازه‌ای می‌کند در حالی که جهان در سمت دیگر بازی است…

قسمت هفدهم

آرمین و مروارید که زندانی جهان هستند در دام بازی‌ای افتاده‌اند که برنده آن زنده می‌ماند و بازنده حذف خواهد شد.
آرمین بر اساس طراحی مروارید و ایده‌ای که برای حل این طراحی در ذهن دارد مهره‌های بازی را می‌چیند، زمانی و هاله مهره‌های آرمین هستند که ناخواسته وارد این بازی می‌شوند اما هیچ چیز در بازی طبق نقشه پیش نمی‌رود…

قسمت هجدهم

آرمین بازی را به شیوه‌ی خودش پیش می‌برد و کاری می‌کند تا بتواند ابتکار عمل را از دست جهان دربیاورد.
بهمن به کمک دوستان ناشناسش در حال بازیابی حافظه‌اش است و نادر از ترس آدم‌های پرویز در خانه‌ی دوست مهرداد مخفی شده، همه افراد درگیر ماجرا سعی می‌کنند دیده نشوند اما طولی نمی‌کشد که بازی به شکل دیگری شروع می‌شود…

قسمت نوزدهم

آرمین از ژاله می‌خواهد او را ببخشد و به او این فرصت را بدهد تا با جبران خطاهای گذشته‌اش به زندگی عادی برگردد. در حالی که جهان به شکنجه‌ی مروارید ادامه می‌دهد، دوستانِ مهرداد از نادر، مشخصات کسی که مهرداد را زده می‌خواهند. نادر با دخالت دادنِ جهان در قضیه‌ی زدن مهرداد بازی تازه‌ای را شروع می‌کند…

قسمت بیستم

جهان از پرویز می‌خواهد به قولش عمل کند و در مقابل بازی‌ای که او با آرمین و مروارید کرده آناهیتا را به او برگرداند اما پرویز ایده‌ی دیگری در سر دارد. به بهانه‌ی نوع برد و باختی که آرمین در بازی به نتیجه رسانده بود، طبق منطق قرارِ قبلی، حالا جهان باید برای رسیدن به آناهیتا میسر دیگری را طی کند، مسیری که جهان را به سمتی جدید می‌کشاند…

قسمت بیست و یک

جهان در ادامه‌ی درافتادن با اعضای هیات مدیره، مشکلات جدیدی پیدا می‌کند.هاله سعی می‌کند پگاه را راضی کند که به خواسته‌های سایت نهنگ آبی تن بدهد و انتقام مادرش را بگیرد.دوستانِ مهرداد برای جهان مشکلاتی ایجاد می‌کنند که او را در مسیری بی‌بازگشت قرار می‌دهد…

قسمت بیست و دو

بهمن سعی می‌‌کند معمای قتلی که رخ داده را حل کند. آرمین هر راهی را می‌رود تا گذشته‌ی آلوده‌اش را پاک کند و ژاله کم کم در این مسیر به او اعتماد می‌کند. پدر که متوجه بخشی از کارهای آرمین در این مدت شده تردید دارد آرمین را به عنوان خلافکار معرفی کند یا نه. جهان به بهمن برای پیدا کردن جواب معما کمک می‌کند اما خودش در کابوسی بی انتها گیر کرده…

قسمت بیست و سوم

هاله با راهنمایی زمانی وارد مسیر انجام خواسته‌های سایت می‌شود. مادر آرمین می‌خواهد از کشور خارج شود اما پدر آرمین مخالف این فرار است. آرمین از مادر می‌خواهد بماند و جبران کند. او نمی‌داند مادرش دقیقا درگیر چه حجمی از مشکلات شده. وکیل مروارید از ترسش وکالت او را قبول نمی‌کند و وکیل جدیدی به مروارید معرفی می‌شود. یکی از آدم‌های سایت…

قسمت بیست و چهارم

آرمین در تلاش است با زدنِ رد سایت نهنگ آبی گره‌های ذهنی بهمن را باز کند. جهان و نادر در پی حل معمایی که سایت برایشان طراحی کرده، مسیرهایی به هم پیچیده‌ای را امتحان می‌کنند.هر کدام برای باز کردن درهای بسته کلیدهایی دارند… کلیدهایی خونین!

قسمت بیست و پنج

مروارید طبق خواسته‌ی سایت با ژاله صحبت می‌کند. ژاله ناراحتی‌اش را از مروارید به او ابراز می‌کند اما مروارید می‌خواهد به ژاله ثابت کند دیگر آن مروارید سابق نیست. جهان به دنبال نشانه‌ی بعدی است در حالی که صدمه دیده و زخمی است و در ادامه مسیرش با سوال‌های تازه‌ای روبرو می‌شود.

قسمت بیست و شش

مادر آرمین تلاش می‌کند تا از موقعیتی که برایش پیش آمده بیرون بیاید. بهمن به دکتر زمانی نزدیک می‌شود تا رازهایش را بهتر درک کند. فرزان با جهان و مادر آرمین برخورد می‌کند. بهمن با سوال کردن از زمانی، به ماجرای هاله نزدیک‌تر می‌شود و نادر در مسیری که برایش طراحی شده اعتماد به نفس و تسلطش را از دست می‌دهد و این برایش آغاز یک فروپاشی است…

قسمت بیست و هفت

پدر آرمین در اثر اتفاقاتی که رخ داده به هم ریخته و مستاصل است. پدر نسبت به آرمین بی اعتماد شده و آرمین حس می‌کند به دست آوردن اعتماد دیگران برایش سخت‌ترین کار است. بهمن سعی می‌کند با کمک گرفتن از مروارید به پرویز نزدیک شود. در این بین، آرمین فکر می‌کند باید حقیقت را با تنها کسی که به او اعتماد دارد درمیان بگذارد، با ژاله …

قسمت بیست و هشت

آرمین به ژاله می‌گوید تا به حال چه می‌کرده است. سایت نهنگ آبی با بهمن و مروارید رابطه برقرار می‌کند و بهمن حدس می‌زند سایت از جای پرویز خبر دارد.
بهمن حالا بیشتر از هر وقتی به پرویز نزدیک شده…

قسمت بیست و نه

بهمن کار پاک‌سازی را شروع می‌کند. مروارید بیشتر از قبل به بهمن اعتماد دارد و سعی دارد از خطراتی که تهدیدش می‌کند به بهمن پناه ببرد. مروارید به کمک بهمن چیزهای بیشتری از فرد اصلی شرکت می‌فهمد. بهمن برای پاک‌سازی‌اش طرحی دارد که قدم به قدم آن را اجرا می‌کند…

قسمت سی ام

در پایان، آرمین و ژاله به دور از همه تنش‌ها با هم قراری عاشقانه دارند…